|
کاش زمان بگذرد...
|
[ ۱۳٩۱/٦/٩ ] [ ۱۱:٠٥ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ ] [ ۳:۱۸ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
پروردگارا ! نمی دانم با این همه ناسپاسی چگونه تمنایم را از توطلب کنم در این شب که ابرهای دلم خیال باریدن دارند فقط ذکر نام تو از بار غم هایم می کاهد
تو با رحمت بی منتهایت طلوع دوباره خورشید امیدم را درصبحی نمناک از اشک های دعای شبانه ام برایم مقدر کن!
[ ۱۳٩٠/۱٢/٥ ] [ ٥:٤٥ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
درکدام جنگ ناپلئون مرد ؟ در آخرین جنگش
ترک بردارد ؟ زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد
می خوابد.
فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد ! [ ۱۳٩٠/۱٢/۳ ] [ ۸:۱٤ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
چقدر زندگی درد آور و زجر آوره
داغون تر از همیشه ام دیروز خیلی بد و سخت گذشت امروز بدتر از دیروز بود فردا هم قراره یه چیز خیلی بد پیش بیاد فردا هم روز خوبی نیست من نمیخوام فردا برسه فردا را نمیخواهم....
[ ۱۳٩٠/۱۱/۸ ] [ ۸:٥٢ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
می نویسم،می نویسم از تو
گریه این گریه اگر بگذارد
[ ۱۳٩٠/۱۱/٦ ] [ ٧:٢٢ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
سلام امیدوارم روزگار به کامتون باشه یه نیت کردم و یه فال حافظ گرفتم این شعر اومد اصلا باورم نمیشد که هرچی توی دلم بود رو این آقای آقا "حافظ" گل رو کرد خداییش اسمش بهش خیلی میاد "لسان الغیب" "یکی از دوستان میگفت حافظ شیرازی آبروی آدم رو میبره" خیلی حال میکنم با این کتاب حافظ دمت گرم! اینم از این غزل زیبای حافظ:
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید
[ ۱۳٩٠/۱۱/٥ ] [ ٦:٠٤ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
یـکـــ بـــار ـهم وقـتــی مـنـتـظـرتــ نـیـسـتـمـ
[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ ] [ ٢:٥٤ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
بهترین ها رو برای تو که بهترینی آرزو میکنم! بهترینم. در فرودگاه گفتگوی لحظات آخر بین مادر و دختری را شنیدم: کافی برای تومیکنم." آن چیزی بوده که من احتیاج داشتم. من نیز آرزوی کافی برای تومیکنم ." بودم آمد. آنجا ایستاد و می توانستم ببینم که میخواست و احتیاج داشت که گریه کند. من نمیخواستم که خلوت او را بهم بزنم ولی خودش با این سؤال اینکار را کرد: " تا حالا با کسی خداحافظی کردید که میدانید برای آخرین بار است که او را میبینید؟ " چالشهای زیادی را پیش رو دارم و حقیقت اینست که سفر بعدی او برای مراسم دفن من خواهد بود . " و مادرم عادت داشتند که اینرا به همه بگن." گفت: " وقتی که ما گفتیم " آرزوی کافی را برای تو میکنم. " ما میخواستیم که هرکدام زندگی ای پر از خوبی به اندازه کافی که البته میماند داشته باشیم. " سپس روی خود را بطرف من کرد و این عبارتها را که در پائین آمده عنوان کرد : روز چقدر تیره است. آرزوی باران کافی برای تو میکنم که زیبایی بیشتری به روز آفتابیت بدهد . تبدیل شوند . راضی باشی . شکرگزار باشی . راحت تری داشته باشی ."
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ ] [ ۱٢:٤۳ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٦:٠٧ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
دارم به این فکر میکنم که بعضی ها هرچقدر هم بخوان شاد باشن نمیشه یه دفعه یه چیزی همه چی رو خراب میکنه بعضی ها کلا به دنیا اومدن که دنیا روسرشون خراب بشه. فقط امیدوارم به این نتیجه نرسم چون دیگه فانوس امیدم هم زنده نمیمونه... یه چیز دیگه هم هست بعضی ها باور و امیدشون رو نسبت به یه چیزی میتونن تقویت کنن ولی بعضی ها باورشون کلا.... البته شاید یه چیزی رو باور داشتن برمیگرده به همون چیزه و اونه که باعث میشه باور تو رو نسبت به خودش به اوج برسونه نمیدونم.... ولی خیلی ذهنم مشغوله و البته عصبانی...! [ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٢:۳٠ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
روزی توی یه دانشگاه،دانشجویی به استادش گفت:
مسلما شما را نمی بینم.
[ ۱۳٩٠/٩/٢٧ ] [ ۱:٠۸ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
خلاصه که این آدم خیلی مهربون خداییش وب باحالی داره مثل خودش! منم که از خدا خواسته و نامرد مطالبش رو میذارم توی وب خودم ولی خب میدونم که میگی اشکالی نداره حالا این یکی پست رو هم ببینید می ارزه!
[ ۱۳٩٠/٩/٢٤ ] [ ۱۱:۳۸ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
این پروژه برا یه آدم خیلی مهربون هست خداییش آدم دلش نمیاد ازشون بگذره شما هم بخونیدش و ذوق کنید مثل من!!! و البته یاد هم بگیرید ولی نه مثل من!
این برنامه با توجه به نوع میکرو کنترل AVR که در اینجا ATMEGA16 می باشد نوشته شده است. پس از پیاده سازی این برنامه و اجرای آن در برنامه شبیه ساز و یا حتی پس از پیاده سازی سخت افزاری آن شما شاهد رقص نور های جالبی خواهید بود. حالت های مختلف دیگری نیز می توان جهت خاموش و روشن شدن LED ها انتخاب کرد و فقط لازم است که کد برنامه نویسی آن را که به زبان Bascom نوشته شده را به آن اضافه کنید.
$regfile "m16def.dat" $crystal = 1000000 Config Porta = Output Config Portc = Output Dim A As Byte Dim C As Integer Do A = &B11111111 Porta = A Portc = A Waitms 500 A = &B00000000 Porta = A Portc = A Waitms 500 Set Porta.0 Set Portc.7 Waitms 500 Set Porta.1 Set Portc.6 Waitms 500 Set Porta.2 Set Portc.5 Waitms 500 Set Porta.3 Set Portc.4 Waitms 500 Set Porta.4 Set Portc.3 Waitms 500 Set Porta.5 Set Portc.2 Waitms 500 Set Porta.6 Set Portc.1 Waitms 500 Set Porta.7 Set Portc.0 Waitms 500 Reset Porta.7 Reset Portc.0 Waitms 500 Reset Porta.6 Reset Portc.1 Waitms 500 Reset Porta.5 Reset Portc.2 Waitms 500 Reset Porta.4 Reset Portc.3 Waitms 500 Reset Porta.3 Reset Portc.4 Waitms 500 Reset Porta.2 Reset Portc.5 Waitms 500 Reset Porta.1 Reset Portc.6 Waitms 500 Reset Porta.0 Reset Portc.7 Waitms 500 Set Porta.0 Set Porta.2 Set Porta.4 Set Porta.6 Set Portc.0 Set Portc.2 Set Portc.4 Set Portc.6 Reset Porta.1 Reset Porta.3 Reset Porta.5 Reset Porta.7 Reset Portc.1 Reset Portc.3 Reset Portc.5 Reset Portc.7 Waitms 500 Set Porta.1 Set Porta.3 Set Porta.5 Set Porta.7 Set Portc.1 Set Portc.3 Set Portc.5 Set Portc.7 Reset Porta.0 Reset Porta.2 Reset Porta.4 Reset Porta.6 Reset Portc.0 Reset Portc.2 Reset Portc.4 Reset Portc.6 Waitms 500 A = $b00000000 Porta = A Portc = A A = &B10000000 For C = 0 To 7 Rotate A , Left Porta = A Waitms 500 Next C A = &B00000000 Porta = A A = &B10000000 For C = 0 To 7 Rotate A , Left Portc = A Waitms 500 Next C For C = 0 To 6 Rotate A , Right Portc = A Waitms 500 Next C A = &B00000000 Portc = A A = &B00000001 For C = 0 To 7 Rotate A , Right Porta = A Waitms 500 Next C A = &B11111111 Portc = A Porta = A A = &B01111111 For C = 0 To 7 Rotate A , Left Porta = A Waitms 500 Next C A = &B11111111 Porta = A A = &B01111111 For C = 0 To 7 Rotate A , Left Portc = A Waitms 500 Next C For C = 0 To 6 Rotate A , Right Portc = A Waitms 500 Next C A = &B11111111 Portc = A A = &B11111110 For C = 0 To 7 Rotate A , Right Porta = A Waitms 500 Next C A = &B00000000 Portc = A Porta = A Loop End [ ۱۳٩٠/٩/٢٤ ] [ ۱۱:٢۸ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
اول یه سلام پر از عشق و دوست داشتن به تنها بهونه زنده بودنم بعدش هم سلام به همه اونایی که منتظر آپ من بودن و من منتظرشون گذاشتم این مطلب رو از وب یه نفر که خیلی دوست داشتنی هست برداشتم با اجازه اونی که خیلی دوست داشتنی هست!
انسان ها در دنیا 10 نوع هستند. [ ۱۳٩٠/٩/٢٤ ] [ ۱۱:٢۱ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
فراموش نکردم به عشق کی شروع کردم و چون هرروز عشقش و یادش اوج میگیره برام هیچی مهم نیست دیگه مهم نیست... ادامه میدم... من خدا را دارم او خود جواب عشقی که در سینه دارم را خواهد داد هرچند این عشق زمینی باشد... [ ۱۳٩٠/٩/۱۸ ] [ ۱:٥۳ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
حضور هرکس در زندگی ما اتفاقی نیست خداوند در هر حضور رازی نهان کرده است برای کمال ما خوش آن روزی که دریابیم راز این حضور را... [ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۸:۳٧ ق.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |